شاعر روزنامهنگار
فردا 12 آبان مصادف است با چهل و چهارمين سال درگذشت بانو شمس جهان كسمايي يزدي. شاعر روزنامهنگاري كه سال 1262 در يزد متولد شد. خانواده او اهل روستاي كسماي گيلان بودند كه براي تجارت در يزد اقامت گزيدند. او پس از ازدواج به همراه همسرش حسين ارباب زاده به روسيه رفت و در عشقآباد زبان روسي را فرا گرفت و با نظر انقلابيون روس آشنا شد. سپس با شروع جنگ جهاني اول سال 1293 ش به ايران ، تبريز بازگشت. او در تبريز با تقي رفعت و شيخ محمد خياباني آشنا شد و در كنار آنها با مجله « تجدد» و « آزاديستان» همكاري نمود. او مقالاتي عليه قرارداد 1919 م نگاشت. شمس كسمايي در تبريز تركي را نيز آموخت و با شاعران نوپردازي چون ابوالقاسم لاهوتي و تقي رفعت ارتباط داشت او در كنار اين دو شاعر با جفر خامنهاي و علياكبر دهخدا تغييراتي در قافيه و قالب شعر بوجود آورد و بستر مناسب را براي ظهور شعر نيمايي فراهم كردند. از او به عنوان شاعر نوپرداز متقدم بر نيمايوشيج ياد ميشود كه وزن را شكست.
شمس يا به قدرت رسيدن رضاخان، كشته شدن تقي رفعت و مرگ همسرش در سال 1307 به يزد آمد و سپس با خانوادهاش به تهران رفت. او زني روشنفكر، فعال و روشن بين بود و تا پايان عمر به فعاليتهاي ادبي اشتغال داشت. فرزند او، اكبر، نيز از روحيهاي انقلابي برخوردار بود و در سن 19 سالگي به همراه مبارزان جنگلي كشته شد.
اشعار پراكندهاي از شمس در نشريات آن زمان به چاپ رسيده است. شعر زير نمونهاي از اشعار وي ميباشد كه فارغ از قيد تساوي مصراعها و توالي قافيهها به سبك پيشينيان، در شهريورماه 1299 ه.ش در مجله« آزاديستان» به چاپ رسيده است.
زبسياري آتش مهر و ناز و نوازش
از اين شدت گرمي و روشنايي و تابش
گلستان فكرم
خواب و پريشان شد افسوس!
چو گلهاي افسرده افكار بكرم
صفا و طراوت زكف داده گشتند مايوس
بلي، پاي بر دامن و سر به زانو نشينم
كه چون نيم وحشي، گرفتار يك سرزمينم
نه بالاي خيرم
نه نيروي شرم
نه تير و نه تيغم بود
نيست دندان تيزم
نه پاي گريزم
از اين روي در دست همجنس خود در فشارم
شمس جهان كسمايي يزدي در 12 آبان 1340 ش در تهران درگذشت.
خوب بود در اين روز شاعران و روزنامه نگاران يزدي با همكاري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد مراسم نكوداشتي را به ياد اين بانوي شاعر و روزنامه نگار برگزار مينمودند.
