«خانوم مون»، «آقامون»
با تمام شدن امتحانات ترم، فراغت خیال بیشتری داری، برای خواندن کتابهای نخوانده، گزارش ها و گفتگو های جمع شده سایتها و روزنامه ها. از جمله گفتگوی فهیمه خضرحیدری با خانم ارشد زن ورزشکار یزدی، در سایت شیرزنان. چیزی که در این گفتگو توجه من را به خودش جلب کرد، ریزبینی خبرنگار و توجه به جزئیات و حواشی که شاید از دید ما خارج باشد. و خب این دقت و تیزبینی ستودنی ست. در این گفتگو اصطلاح « آقامون» با قرار گرفتن در یک گیومه در کل گفتگو مورد تاکید خبرنگار قرار گرفته است. لفظی که ارشد در صحبتهایش زیاد از آن استفاده کرده است. این تاکید و برجسته سازی، برای خواننده غیر یزدی و ناآشنا با فرهنگ و ادبیات گفتاری مردم یزد، تداعی کننده معانی چون «سرور مون»، «تاج سرمون»، «آقا بالاسرمون» و... دارد. که در همه این موارد جمع بسته شدن کلمه این مفهوم را می رساند که مرد تنها آقای زن نیست بلکه آقا و سرور کل اعضای خانواده هست.
اما وقتی این گزارش را با لهجه یزدی بخوانی، دیگر این معانی و مفاهیم تداعی نمی شود. و یا حتی اگر خضر حیدری کمی با فرهنگ یزد و ادبیات گفتاری آنها آشنا بود، دیگر این برجسته سازی را در گفتار ارشد نمی آورد. چون این ادبیات گفتاری یزدیها تنها در مورد زنان نیست، در مورد مردان هم هست. مردان یزد در گفتگوهای روزمره شان که توام با احترام هست، از اصطلاح «خانوم مون» زیاد استفاده می کنند. شاید اگر گفتگویی در همین قالب با یک مرد یزدی انجام شود، او هم در مورد نقش همسرش می گفت: «خانوم مون».