در يكصدومين سال روز جهاني زن، زنان شهر ما اينبار توسط بخش خصوصي به جرم زن بودن از كار خود اخراج مي شوند و مردان ما در ستایش این اقدام شجاعانه آن را به دیگران هم توصیه می کنند. خوشحالند كه اين زنان عليرغم تخصص شان اخراج مي شوند و جا براي آنها باز مي شود. انگار اين زنان چند درصد بازار كار يزد را اشغال كرده اند و يا چنددرصد از پستهاي مديريتي را گرفته اند كه بواسطه آن مردان از بيكاري رنج مي برند.
در يكصدومين سال روز جهاني زن، دولتمردان ما با اجراي طرح سهميه بندي جنسيتي فضا را براي حضور حداكثري مردان در دانشگاهها باز مي كنند. گويا توانایی های مردان در عرصه های مختلف و پیشرفت های شان تنها با به خانه فرستادن زنان ميسر مي شود. اينجا ديگر كسب علم ولو به سين معني ندارد، رقابت علمي مفهومي خود را از دست داده، بالا بردن سطح علمي جامعه شعاري بيش نيست. ديگر مهم نيست كه علم را براي علم اندوزي مي آموزي يا براي اشتغال و دست يافتن به استقلال اقتصادي؟! تصميم بر آن شده كه اين قشر كمتر بدانند.