از سر بي حوصلگي وبلاگها را مي خوانم. فردا روز خبرنگار است. نمي دانم چه بگويم از آئين نامه روزنامه نگاراني كه فراموشش كرديم و ديگراني كه خبرنگار نيستند در مورد آن نظر مي دهند و تصميم مي گيرند؟ يا از خانه به دوشي و بيكاري خبرنگاراني كه هر روز بر تعدادشان افزوده مي شود؟ از امنيت شغلي يا از حق التحرير صلواتي؟
به كه تبريك بگويم؟ به بچه هاي خاتم كه هنوز در تعطيلي به سر مي برند؟، به بچه هاي هم ميهن و شرق كه از ليست خط خورده اند؟ و يا به خبرنگاران دربندي كه هنوز در انتظار آزادي به سر مي برند؟ به خبرنگاراني قرار است فردا روز آنها باشد و به كام ديگران؟
مگر فرقي هم مي كند بودن يا نبودن روزي به نام خبرنگار؟! مگر تا كنون به بهانه اين روز مشكلي از مشكلات خبرنگاران حل شده؟ قلم به دست هستي از مشكلات همه اقشار جامعه مي گويي و براي حل آن مي نويسي و دفاع مي كني به جز خودت! شايد هم سهم ما فقط يك فاتحه است و تاج گلي بر سر مزارمان!