تاکتیک دفاع از ناموس
28 سال است که از شروع جنگ ایران می گذرد. در این 28 سال بازشناسی نقش زنان در جنگ تنها به حمایت معنوی انها از مردان، به عهده گرفتن مسئولیت خانواده مشارکت در فعاليت هاي پشتيباني، حمايتي، درماني، امدادگری باز می گردد. جنگ در حکم عامل ايجاد تغييرات اجتماعي و دگرگونيهاي سياسي، نظامي، اقتصادي و فرهنگي در جامعه و به ويژه در ميان قشر زنان، کم تر در نظر گرفته شده است.
اما اگر بخواهیم از دیدگاه دیگری به مسئله حضور زنان در جنگ بپردازیم متوجه می شویم؛ جنگ ایران با توجه به شرایط آن دوره که تازه انقلاب رخ داد بود و کشور نیازمند تغييرات وسيع سياسي، اقتصادي و نظامي بود در حالی صورت گرفت که مستلزم امکانات مادی و اقتصادی بود. تحریم اقتصادی، ساختار متزلزل اقتصاد، وابستگی به نفت و کاهش قیمت آن و... با توجه به هزینه های بالای جنگ نیازمند حضور نیروی انسانی جدیدی در بازار کار و چرخه اقتصادی کشور بود. اما بر خلاف سایر کشورها بوِیژه کشورهای اروپایی که در زمان جنگ که زنان در کارخانجات صنعتی کار می کردند و چرخه اقتصاد کشور را می چرخانند، در ایران این اتفاق نیافتاد. پول نفت، صنعتی نبودن ایران و... دلایلی است که برای این عدم حضور آورده می شود. اگرچه ایران کشوری صنعتی نبود اما زنان در بازار کار و مشاغل آزادی که ویژه مردان دانسته می شد نیز حضور چندانی نیافتند. اما بد نیست از بعد دیگری به جنگ ایران نگاه کنیم. جنگ ایران همانطور که از نام آن « دفاع مقدس» برمی آید، جنگی بود که با تقدس دادن به آن سعی می شد و می شود٬ اخلاقی، انسانی نشان داده شود.
این تقدس بخشیدن به جنگ با محوریت دفاع از دین، اسلام و وطن، محوریتی دیگری چون دفاع از ناموس نیز داشت. « دفاع از ناموس» تاکتیک تبلیغی بسیار قوی بود که سیل گروههای مردمی را برای دفاع از کشور راهی جبهه های جنگ کند. ناموس عنصر تبلیغی که در بین مردان ایرانی جایگاه پراهمیتی دارد. در فرهنگ ایرانی هنوز کار کردن زن به عنوان ناموس مطرح است. اینکه ناموس نباید کار کند و چرخه اقتصادی خانواده را بگرداند در ان دوران به قدری قوی بود٬ که اجازه ندهد زنان وارد مشاغل سخت صنعتی و اقتصادی شوند. پرداخت های اجتماعی این مقوله نیز به اندازه شکل های مختلف فرهنگی آن متفاوت است. همچنانکه در بسیاری از دعواهای خیابانی، قبیله ای، خانوادگی و گاه قتل های ناموسی ردپای ان را به خوب می توان دید. و این ردپا حتی در تاریخ ایرانیان و در جنگهای سیاسی آنان دیده می شود. در رمان تاریخی سربداران می خوانیم که شروع جنگ و بیرون راندن مغلولان از ایران٬ بواسطه طغیان زنی به نام «شیرین» و در دفاع از وی دیگر زنان به عنوان ناموس آمده است. لذا با این دیدگاه که مردان ایرانی با عقیده دفاع از ناموس راهی جنگ می شدند چطور می توان انتظار داشت زن وارد صنعت، مشاغل مردانه و حتی بازار کار آزاد شوند. این عمل دیدگاه قبل را نقض می کرد.
