تبليغاتX
مینو

«احساس كردم دارند به من خيانت مي‌كنند برای همین سرشون رو گوش‌تا‌گوش بریدم.» به همين راحتي! این آقا الان بدجور احساس غيرت  و مردانگي مي‌كند. حتمن ارزشش داشت حداقل تعصب بيجاش رو خالي كرد. راحتر از اون چه كه فكرش كني!

پی نوشت:

 ۲۰۰ میلیون وثیقه چیه؟ جرم شما سنگین تر از این حرفهاست. فعلن همان یکماه زندان را بروید تا بعد...

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:47 توسط مينو |

«زرتشتیان روستای مریم آباد یزد نیز بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه­ی چاه روشن کرده است.»

«در روستای زرتشتی نشین قاسم آباد یزد نیز پس از مراسم چهارشنبه سوری مراسم «چک و دوله» برگزار می­شود. به این ترتیب که یک دولچه­ی (سطل) کوچک را برمی­دارند و دترون آن کمی آب همرا با آویشن و برگ سبز می­ریزند. هرکس آن­جا هست چیزی از خودش مانند انگشتر و ... را درون آن می­اندازد، پس از آن روی دولچه را با پارچه­ی سبزی می­پوشانند و یک دختر نابالغ را در میان جمع خود نشانده و این دولچه را به دستش می­دهند. دخترک اشیا را یکی یکی در مشت خود پنهان می­کند و بیرون می­آورد و یک نفر دیگر دو بیتی­هایی را می­خواند و پس از خواندن دو بیتی دخترک شیئ را نشان می­دهد و صاحب آن با توجه به شعر خوانده شده به نیت و تعبیر خود می­رسد.»

اینجا در مورد چهارشنبه سوری مفصل نوشته مراسم متعددی را هم معرفی کرده که از همش بهتر همان فال گوش هست. پیشنهاد می کنم همگی بریم فال گوش! بخصوص که الان تو شهر خیلی خبرهست و رئیس جمهور هم بالاخره می خواهد بیاید.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 14:2 توسط مينو |

8مارس روز جهاني زن بر زنان جهان مبارك!

 به زناني كه از حقوق خود مي دانند و برايش تلاش مي كنند .

به زناني كه نمي دانند و به اين شرايط خو گرفته اند آنقدر كه باورشان نمي شود به عنوان يك انسان برخي چيزها حق آنهاست.

به زناني كه مي دانند و اين شرايط را پذيرفته اند.

و در آخر

خسته نباشيد به زناني ايراني كه اين روز را يادآوري مي كنند.

و مرداني كه در اين راه آنها را یاری مي كنند.

هنوز چند نفر از فعالان زن آزاد نشده اند. مهم نیست این زندان هم مثل زندانهای دیگر این باتوم ها هم مثل کتکها و سیلی های دیگه ای که یک عمر خوردند و می خورند. این زن سیلی خورده هست اینقدر که دیگه کرخت شده و دردی احساس نمی کند. اما خب زندانبان تربيت شده دست زن هست. بهتر است به مربي ياد دهيم كه زندانبان تربيت نكند تا حداقل نسل بعد اينقدر نامهرباني نبيند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 22:32 توسط مينو |

باورم نمي شود! رسول ملاقلي پور درگذشت. «سفر به چزابه اش» را خيلي دوست داشتم و «ميم مثل مادر»  تنها فيلمي بود كه برايش اشك ريختم. اگر اشتباه نکنم سال ۸۳ بود که براي نقد فيلم «مزرعه پدري» به يزد آمده بود و چقدر صریح از عقاید و اعتقاداتش گفت.

پی نوشت: ما آخرش نفهمیدیم در اثر سانحه رانندگی درگذشت یا سکته مغزی و یا سکته قلبی؟!

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:9 توسط مينو |

 هزار راه نرفته از برنامه های موفق شبکه دو سیما چند شبي است كه موضوع خود را به يزد اختصاص داده. علتش هم رشد طلاق در يزد هست هر چند اين رشد هنوز نسبت به  شهرهاي ديگر كشور  نرخ پائين تري دارد اما خب همين هم براي يزد و يزديها هشدار دهنده هست.

 ناهيد السادات شريفي كارگردان اين مجموعه  گفتگو را با یک زن یزدی که درخواست طلاق داشت شروع کرد. زن فردی توانمندی بود آنقدر که بدون اتکا به مرد بتواند استقلال مالی داشته باشد. البته جسارت این هم قابل تحسین هست که با وجود مشکلات عرفی و سنتی که در یزد هست بیاید مقابل دوربین و از مشکلاتش حرف بزند.  حضور اين زن در اين برنامه به خوبي نشان مي‌دهد كه زنان يزدي  علي‌رغم آن حجب و حيا، قناعت‏، پايداري در مقابل سنت و سازگاري كه قاضي در مورد اون مي‌گفت كم‌كم دارند متوجه مي‌شوند كه مشكل از آنها نيست كه مرتب خود را اصلاح كنند و در هر موضوعي كوتاه بيان و اسمش رو بگذارند سازگاري. فرد مقابل هم بايد قدمهايي بردارد. در واقع بايد گفت اين پايداري در مقابل سنت نيست، سكوت هست كه حالا دارد مي‌شكند. درست يا غلط همانطور كه قاضي هم گفت زن يزدي تا كارد به استخوانش نرسد به دادگاه نمي‌رود.

هفته پيش هم اين برنامه در مورد زوجهاي موفق يزد بود. فرشته موتابي كارشناس برنامه در بين زوجهاي موفق يزدي به خوبي متوجه اين امر شد كه زنان يزدي مشكل برقراري ارتباط هم دارند به حدي كه شرم و حيا مانع از نگاه كردن به صورت همسرشان مي شود چه برسد كه بخواهند. از مشكلات  يا احساسات واقعي خود نسبت به همديگر بگويند.

خانم شهسواري عضو شوراي حل اختلاف زنان هم گفت مشكل زنان يزدي همكاري نكردن مردان در كار خانه هست و بعد بلافاصله به جاي اينكه به ديگر مشكلات زنان يزدي اشاره كند در مورد  كار بي اجر و نعمت مادي خود و اينكه هر روز بايد با تاكسي بيایدو شورا امكانات و نيروي خدمه ندارد، گفت. مشكلات شورا مشكلات زنان هست اما طرح اين مسائل در جاي ديگر هم مي شد. بهتر بود در اين فرصت بدست آمده به جاي طرح اين مسائل پيش پا افتاده از مشكلات اساسي و ريشه اي زنان يزدي گفته مي شد.

اما كسي نگفت اين رشد به چه دليل بوده؟ چي شده كه زنان يزدي كه هميشه خود را به جاي همسر، مادر شوهران خود مي دانند وظيفه خود را  تر و خشك كردن اين كودك مي‌دانند، حالا به طلاق روي آوردند؟!

هيچكش به قبولي 99/78 درصدي زنان يزدي در دانشگاهها كشور اشاره نكرد و اينكه زنان يزدي مي خواهند پيشرفت كنند و توانمديهاي خود را نشان دهند اما وقتي با مانع ناشي از نگراني پيشرفت از سوي مردان روبرو مي شوند به طلاق رو مي آورند. هيچكس از گذشت آنها نگفت، از اعتياد مردانشان، از سكوت و هزار حرف نگفته‌اي كه فقط خود مي‌دانند و بس. از اينكه آنها ديگر فهميده اند ديگر سكوت نتيجه‌اي ندارد و بايد خود وارد عمل شوند. اينكه دارند به توانايي‌هاي خود پي‌مي‌برند، براي همين  وارد عمل شده اند و هنوز هم مي شوند.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:6 توسط مينو |