ايكاش هيچوقت هيچ جنگي نباشد تا آدم بخواهد براي نجات جان يك عده انسان بيگناه بيخبر از همه چيز و همهجا و در دفاع از آنها امضا جمع آوری كند. نميدانم اين امضاها چقدر موثر باشد٬ به هر حال اگر جان يك لبناني غيرنظامي برايتان به اندازه جان يك اسرائيلي غيرنظامي ارزش دارد و فكر ميكنيد به يك اسرائيلي بيشتر بها داده ميشود، اینجا را امضا كنيد.
روز زن مبارك! امروز سومين روز در سال است كه به زنان ايراني اختصاص دارد. با اين تفاوت كه دو روز ديگر يعني پنجم اسفندماه روز زن ايراني و 8 مارس روز جهاني زن- به جز برخي از زنان و طرفداران حقوق زن كسي برنامه ديگري ندارد. با اينكه روز زن ايراني از هردو قدمت بيشتري دارد اما اغلب از وجود چنين روزي بياطلاعند.در واقع تقويم ايران به طور رسمي میلاد حضرت زهرا(س) را روز زن و مادر در نظر گرفته است. براي همين از چند وقت قبل كميتهاي براي ساماندهي اين هفته و برنامههاي آن تشكيل می شود و نمايندگان دستگاههاي اجرايي هم با اعتباراتي كه در اختيارشان می گذاردند برنامه تجليل از بانوان، كوهنوردي بانوان، مسابقات ورزشي، برگزاري نمايشگاههاي مرتبط با زنان، ديدار با برخي مسئولين، سخنراني و همايش تدارك می بینند. موضوع همايشها و سخنرانيها هم عمدتا حول اين محور است كه زن چگونه بايد باشد؟ و چگونه با همسر رفتار كند؟ اما در اين روزها كه زنان سرور و تاج سر ميشوند، كسي نميگويد چه كارهايي براي آنها شده و چه كارهايي قرار است انجام شود؟ براي بهبود وضعيت آنها چه اقداماتي شده است؟ به كمتر چيزي كه پرداخته ميشود حقوق زن در برابر همسر، فرزندان و جامعه است. سالهاست كه اين روزها اينطور ميگذرد بدون اينكه مشكلي از مشكلات زنان حل شود و زن ايراني همچنان پلههاي دادگستري را براي دريافت حق حقوق خود بالا و پائين ميرود. زنان هم به گرفتن يك كادو، رفتن بيرون و شام خوردن و... در اين روزها عادت كردهاند.
مرتبط: روز مادر ناقص العقل
بر اساس روزشمار «تحولات و رويدادهاي زنان در 25 سال گذشته» امروز 21 تيرماه مصادف است با لغو آزادي حضور زنان در مسابقات فوتبال. يعني 12 سال پيش در سال 73 اين آزادي لغو شده است. نميدانم چرا اين اتفاق در روزشمار سال 73 به ثبت رسيده است، در حاليكه پيش از اين هم حضور زنان در مسابقات فوتبال ممنوع بود. در دهه 70 اولين حركتهاي زنان براي ورود به ورزشگاهها حتي با پوشيدن لباس مردانه آغاز شد. به طور مشخص نخستین حرکت اعتراضی جمعی زنان در مسابقه دوستانه تیمهای ملی فوتبال ایران-آلمان در آبان ماه 83 بود و تا به امروز كه اين حركتها همچنان ادامه دارد. اگر هم منظور زنان فوتباليست باشد كه بازهم ما در اين سالها چيزي به نام فوتبال بانوان نداشتيم.اولين تيم فوتسال زنان سال 75 در تهران تشكيل شد و بود تا زمانيكه مهرعليزاده رئيس سازمان تربيت بدني هنگام بازديد از مجموعه ورزشي آزادي، دستور داد زمين شماره سه فوتبال اين مجموعه در اختيار بانوان قرار بگيرد. در واقع اين حركت شروعي بود براي زنان علاقه مند به فوتبال كه پيش از اين مجبور بودند با فوتبال داخل سالن تنها به يك بخش از علاقه شان بپردازند. حالا ثبت اين اتفاق به عنوان یکی از تحولات و رویدادهای تاریخ معاصر زنان ایران در روز شمار سال 73 بر چه مبنایی صورت گرفته نمی دانم.يك اشتباه سهوي است يا ...؟
ديروز عصر به لطف چند تن از دوستاني كه ميخواستند از روستاي شواز ديدن كنند، فرصتي دست داد تا بعد از حدود چهارماه به زادگاهم بروم. جاتون خالي كلي باد خنك خوردم. تلافي هر چي گرما كه اينجا خورده بودم، درآمد. اما از روستا، گفتني بسيار است. الان خيلي خستهام، بعد سر فرصت در مورد آن مينويسم.
و این چنین عمر می گذرد... در سکوت و سرخوردگی.
دیشب مهمان برنامه كولهپشتي يكي از نخبگان يزد بود. لهجش يزدي نبود. از اتاق صداي تلويزيون را ميشنيدم. وقتي گفت بچه محله اميرچخماق هست نظرم جلب شد كه برنامه را ببينم. هرچند كه او خودش را معرفي كرده بود. اما همينقدر فهميدم كه نام خانوادگيش ميرزرگر هست و فارغالتحصيل مكانيك قدرت از دانشگاه تهران. پژوهشگر جهاددانشگاهي است و در سه دوره جشنواره بينالمللي خوارزمي مقام آورده است. آخرين آن جشنواره نوزدهم بوده كه توانسته با ارائه فناوري ساختUPS هاي پرقدرت موازي صنعتي رتبه دوم پژوهشهاي كاربردي را بدست آورد. خودش را هنوز يزدي ميدانست و ميگفت هميشه سعي ميكند يزدي فكر كند و دلش ميخواهد دوباره به يزد بيايد. چهار سالش بوده كه با خانودهاش از يزد به تهران رفتند. چهرهاش كه اصلا آشنا نبود.جايي هم در مورد او نه چيزي خواندم، نه چيزي شنيدم. اما خوب الان كه جستجو كردم٬ خبر دستيابي به اين فناوري را به اضافه نامش كه مسعود است٬ در فارس ديدم.
جالب اينكه مجري پرسيد تا حالا مطبوعات سراغش رفتند كه كارها و اختراعاتي كه داشته را معرفي كنند؟! گفت: نه . بعد مجري كلي گله از مطبوعات كرد كه چرا به جاي اينكه عكس فلان هنرپيشه ميزنند و مدام با آن مصاحبه ميكنند٬ به معرفي اين افراد نميپردازند تا مردم با آنها آشنا شوند.
دانشنامه مشاهير نگاه كردم تا شاید بیوگرافی آن را پیدا کنم٬ اما نامش در هيچجاي اين دانشنامه نبود. نميدانم وقتي خود ما يزديها هم از وجود آن خبر نداشتيم كه حداقل به عنوان يكي از مفاخر استان نامش را به ثبت برسانيم٬ آنوقت چه توقعي بايد از مطبوعات كشوري داشت. البته دانشنامه مشاهير يزد كه خود جاي بحث بسيار دارد. هركس از راه رسيده در اين دانشنامه نامش به عنوان مفاخر و مشاهير يزد ثبت شده است. معلوم نيست بين يك بازاري فرشفروش مثل.... با يك مخترع ، دانشمند و يا نويسندگان بزرگي چون آذر يزدي، محمدعلي اسلامي ندوشن، استاد پيرنيا، محمدعلي كاردان و... كه سالها زحمت كشيده اند و در راه علم و تجربه قدم برداشتهاند٬ چيست؟
فردا 14 تير روز قلم است. اين روز را اول از همه بايد به مهدي آذر يزدي – نويسنده كتاب خوب براي بچههاي خوب- تبريك گفت و بعد به حسین مسرت و اكبر قلمسياه دو نويسنده يزدي. اما به اهل قلم مجازي كه روزنامهنگاران اينترنتي و وبلاگنويسان هستند و قلمشان كيبورد هست هم بايد گفت روز قلم مجازي مبارك. بالاخره اين نسل از نويسندگان مجازي كه ما باشيم، شوخي يا جدي دارند بخشي از تاريخ مستند و زنده ايران را با جزئيات فراموشنشدني به ثبت ميرساند.
«... نگاه شهید بهشتی به زن و نقش و جایگاه او در جامعه و خانواده بسیار آموزنده و جذاب بود . او می گفت : زن در اسلام زنده ، سازنده و رزمنده است .به شرط آن که لباس رزمش لباس عفت باشد . شکل شرکتش در مبارزات و مجاهدات منافی با حفظ عفت ، پاکدامنی و اصالتش نباشد .
در مورد پوشش زنان معتقد بود که بانوان به سبب فطرت پاکی که دارند ، اگر ضرورت وبرکات پوشش صحیح برایشان به خوبی روشن شود ، خود به اختیار و داوطلبانه بدان روی خواهند آورد و احتیاج به تحمیل و به کارگیری زور نیست . افزون بر اینکه تحمیل در این موارد اثر معکوس دارد . وی باور داشت که در پوشش باید جذابیت و تنوع و شادابی رعایت گردد.»
۲- خوشحالم که خاتم دوباره منتشر می شود. حتی اگر همانند سابق در آن حضوری نداشته باشم. مهم بقای روزنامه است. جای خالی آن بین مطبوعات یزد به شدت احساس می شد. امیدوارم تیم جدید بتواند آن رابدون مشکلات و موانع مالی که پیش از این وجود داشت با کیفیت بهتر و مطلوب تر منتشر کند.