تبليغاتX
مینو

اعظم....تويي...

سلام من شيرينم، شيرين بهمراد...

.شيرين؟! هموني كه خيلي شيطون و شوخ بود و همش داشت مسخره بازي در مي‌آورد؟!

آره خودمم...

چقدر فرق كردي، خيلي پير شدي!

يادت اونوقتها اصلا درس نمي‌خونديم. فقط شيطوني مي‌كرديم. نيمكتهاي كلاس را تابوت مي‌كرديم بعد يكي‌مون توش مي‌خوابيد و بقيه زير اون رو مي‌گرفتيم و تشيع جنازه مي‌كرديم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 15:20 توسط مينو |

بعد از سركوب تجمع زنان حالا نوبت به فيلتر وبلاگها – كه اخبار ، گزارشها، بياينه و عكس تجمع را پوشش مي‌دادند- شده است. علاوه برزن‌نوشت، الان هم زنستان، هستيا و زن، كودك، خشونت و صلح فيلتر شده‌اند. البته وبلاگ دوکوهکی و زن, کودک, خشونت و صلح از پيش از تجمع در يزد فيلتر بود. يك چيز ديگر، مدير كل اداره مبارزه با جرايم خاص و رايانه اي نيروي انتظامي گفته كه هر گونه توهين و هتك حرمت به افراد در وبلاگها قابل پیگیری قانوني است. خلاصه اوضاع بدجور قمر در عقرب است. هر چند اين لطف هنوز شامل حال خيلي‌ها نشده است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 13:18 توسط مينو |

در تجمع ديروز ميدان هفت تير و درگيري كه بين زنان پليس با تجمع‌كنندگان بوجود آمد، چند چيز مشخص شد:

 

1- حق حضانت، طلاق، تحصيل و چندهمسري و... دغدغه بسياري از زنان است، اما بخش غالب زنان ما به جهت ناآشنايي با اين حقوق ازقوانين حاكم فعلي راضي هستند. هر تجمعي هم كه از سوي زنان برگزار شود بلافاصله اين فكر را در آنها ايجاد مي‌كند كه براي برداشتن حجاب است.

 

2- درگيري ديروز در واقع يك برخورد زنانه‌اي بود بين دو گروه از زنان. دو گروه از زناني كه حقوق مشتركي دارند اما تمايل به نزديك شدن به هم براي دست‌يابي به آن را ندارند. گروه اول كه در دفاع از حقوق خود و ديگر زنان جامعه حتي برخوردكنندگان زن تجمع كرده بودند و گروه دوم که تجمع‌كنندگان را به عنوان مدافع حقوقشان قبول نداشتند.

 

3- اينبار مسئله زورگويي و خشونتي كه پيش از اين توسط نظام مردسالار اعمال مي‌شد توسط خود زنان صورت گرفت كه اين خود از يك طرف مشروعيت بخشيدن به اين خشونت ضد زن بود و از طرف ديگر بر اين موضوع  تاكيد داشت كه تجمع‌كنندگان نماينده خواسته‌هاي زنان ايراني نيستند.

 

4- تجمع ديروز نشان داد ما زنان هنوز حرف هم را نمي‌فهمیم. و ابتدا بايد فرصت گفتگو را برای يكديگر ایجاد کنیم، بعد به مقابله با قوانين بپردازيم. اين را بايد در نظر داشت كه حتي اگر دولت حاضر به پذيرش اين خواسته‌ها شود، برخي ديگري از زنان كه عده كمي هم نيستند به مخالفت با آن برمي‌خيزند و خواستار حاكم شدن مجدد قوانين فعلي مي‌شوند. چون آنها قوانين فعلي را پذيرفتند. پس ابتدا بايد زنان جامعه را از حق و حقوق خود آگاه كرد دست به تجمع زد و آنها را با خود همراه كرد. كه رسيدن به اين نگرش نيازمند كار فرهنگي و ريشه‌اي عميق است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:42 توسط مينو |

تماسهاي بي‌پاسخ گزارشي است كه براي اين شماره بهروزي نوشتم. بر اساس آمار ارائه شده در این گزارش 85 درصد تماس گيرندگان با صداي مشاور يزد زنان هستند. اما نظر متفاوتي كه كارشناس صداي مشاور به جای آسيب‌پذير‌بودن این قشر٬ محدودیت و محرومیت داد: « زنان چون نسبت به خود٬ خود آگاه‌تر و رشد‌يافته‌ترند برای همین تمايل بيشتري به حل مشكل خود با كمك ديگران دارند.»

بله٬ زنان از وجود مشكل بين خود٬ همسر و فرزندان آگاه هستند و براي حل آن تلاش مي‌كنند. اما مردان یا از وجود مشكل بي‌خبرند و يا نمي‌خواهند بپذيرند كه مشكل وجود دارد٬ چه برسد که بپذیرند مشکل می تواند از جانب آنها هم باشد. مراجعه به مراكز مشاوره را هم برای افراد بيمار و روانی می دانند. حالا چرا تماس بی پاسخ٬ چون حدود ۸۸ درصد تماسهای گرفته شده با این مرکز به دلیل کمبود امکانات و نیروی انسانی و پشت خط ماندن تماس گیرندگان بی پاسخ مانده و فقط به ۱۱ درصد آنها پاسخ داده شده است.

+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 22:43 توسط مينو |

logo-zananzzzz.jpg

«...امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت و ديه برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيض‎آميز اعلام خواهيم کرد.» {لینک}

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 22:18 توسط مينو |

پنج روزی هست كه آتش بس را ديدم. اما فرصت نشد در موردش بنويسم. فيلم را حتما ببينيد. نترسيد شما مقصر نمي‌شويد. چون فيلم فمينيستي نيست و ميلاني هم خودش را فمنيست نمي‌داند. البته با این حرفش موافقم كه تو ايران هركس در مورد زن حرف مي‌زند بلافاصله به او مي‌گويند فمنيست. در حاليكه همه كساني كه در مورد زن حرف مي‌زنند در مورد حداقل حق انسان حرف مي‌زنند. حداقل‌هايي مثل پوشيدن لباس مورد علاقه‌ات، كتك نخوردن، ادامه تحصيل دادن، كار كردن، رفتن به استادیوم و...در حاليكه فمنيستها دغدغه‌شان اينها نيست.  ما هم هنوز تا رسيدن به آنجا راه زيادي داريم. در واقع صحبت کردن در مورد مسائل و مشکلات زنان و دفاع از حقوق آنها هم مثل کودک آزاری و دیگر مشكلات جامعه است كه بايد به آن پرداخته شود. زن و مرد هم ندارد. خب از فیلم دور نشويم.

 فيلم‌هاي تهمينه ميلاني را دوست دارم. حالا اگر تو فيلم‌هاش آه و فغان و ناله كند و يا حتي غر بزند. آنچه كه تو فكرش هست را خوب به تصوير مي‌كشد. و اين آخري كه در آن ميلاني به دو طرف قضيه نگاه كرده. در اين فيلم در واقع آن «من» سركش كه هميشه حرف حرف آن هست به «ما» تبديل مي‌شود. مايي كه هرچند در عالم واقع امكان وقوعش به ندرت است و همانطور كه دكتر روانشناس فيلم مي‌گويد:«مردها به دليل چندين سال مردسالاري يك شبه نمي‌توانند عوض شوند...» اما خب حداقل مي‌توان برای آن تلاش كرد تا اين تو تو، من من  به ما تبديل شود.

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 22:19 توسط مينو |

«جشنواره ای که هفته گذشته با موضوع وبلاگ نویسی در یزد برگزار شد، فارغ از هر گونه نتیجه برای وبلاگ نویسان یزدی یک برد محسوب می شود.

...دلایل متعددی برای این که نشان دهم استان یزد با برگزاری این جشنواره گوی سبقت را از دیگران برده است، وجود دارد. هم اکنون وبلاگ های بسیار فعالی در سراسر وجود دارد، که به روز می شوند و خوانده می شوند. در برخی از استانها تعداد وبلاگ ها روبه فزونی است و در برخی دیگر این تعداد بسیار اندک است. استان یزد ازنظر تعداد کمی دارای برتری بر استانهای بزرگ و پر جمعیت ایران نیست. اما در حالی که هیچ استانی به صورت محلی جشنواره وبلاگ برگزار نکرده، این جشنواره موفقیتی بزرگ برای این استان محسوب می شود. شاید آنزمان که سایر استانها به هوای رونق و یا هر بهانه ای دیگری به فکر برگزاری جشنواره بیفتند، یزد پله های دیگر را برداشته باشد. به همین دلیل اکنون یزد را باید پیشگام برگزاری جشنواره های استانی وبلاگ نویسی دانست که به هرترتیب کار خود را آغار کرده است.»

این گزیده یادداشتی است که روزنامه نگار نو ضمن پافشاری بر باورهای قبلی خود مبنی بر داوری صحیح جشنواره وبلاگ نویسان یزد٬ در روزنامه اعتماد ملی نوشته است. کامل آن را می توانید اینجا بخوانید.

مفید: این قاعده های جهانی آنلاین نویسی دکتر یونس شکرخواه را حتمن بخوانید.

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 15:45 توسط مينو |

 فردا ساعت 8 صبح خانم‌هاي يزدي قرار هست به مناسبت سوم خرداد، فتح خرمشهر كوهپيمايي در ارتفاعات چشمه تامهر داشته باشند. كوهپيمايي كه چه عرض كنم، بهتراست بگوییم تپه پیمایی. اين تجربه برمي‌گردد به دو سال قبل كه جمعه‌ها دربرنامه‌ كوهنوردي تشكل ... شركت مي‌كردم. چند صعود هم به شيركوه، برفخانه طزرجان و دره گاهان داشتيم، اما برفخانه طزرجان با يكي از اين مناسبتها مصادف شد. برنامه به اين صورت است كه برگزاركنندگان 5-6 تا ميني‌بوس مي‌گيرند و عده‌اي از خانم‌ها را كه اغلب عضو تشكلهاي محلات هستند به عنوان سياهي لشكرمي‌برند. فقط همان 20 نفر اعضاي گروه به كوهپيمايي مي‌پردازند. بقيه همين پايين كنار چشمه مي‌نشينند و بساط تفريح را پهن مي‌كنند. بعد با دادن يك كيك و سانديس، يك پارچه دومتري كه روش نوشته كوهپيمايي بانوان به مناسبت... و چند تا عكس از جمعيت كه مي‌دانيد براي چيه؟! كوهپيمايي تمام مي‌شود. و اينجوري فتح خرمشهر تو ذهن همه مي‌ماند. مثل من كه اينقدر خوب مانده که ديگه نيازي نيست تو برنامه فردا شركت كنم.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 23:48 توسط مينو |