همه پیشاپیش عید را تبریک می گن٬ ولی من باید بگم عید گذشته مبارک!
چیزهای قابل توجهی در مورد زنان یزدی هست که میشه در موردش نوشت. اما نمی دونم چرا قادر به نوشتن اونا نیستم. شاید به این دلیل که هنوز خودم عمیقا حسشون نکردم.
«نشناختن زنان فقيهه و مجتهده دليل بر عدم وجود آنان در جامعه نميباشد.» این پاسخی است که
بانو زهرا صفاتي يكي از زنان مجتهده قم در واكنش به برخي اعلام نظرها پيرامون عدم وجود زنان مجتهده، در گفتگو با خبرنگار ایرنا داده است. وی که بعد از بانو مجتهده امین اصفهانی دومین و در حال حاضر تنها زن مجتهد ایرانی است٬ متولد آبادان است وی که از ده سال پیش اجازه روایت گویی را از برخی فقهای معاصر دریافت کرده٬ حدود ۲۷ سال است که در حوزه فقه فعالیت دارد.بانو صفاتی که موسس حوزه علمیه بانوان قم نیز می باشد٬ نزدیک به یکسال است که اقدام به راه اندازی سایت شخصی تحت عنوان صفاتی نموده٬ که در زمینه حل مسائل شرعی و فقهی زنان فعال است. از این بانوی مجتهده تاكنون آثار تحقيقی متعددی در زمينه مباحث فقهی ـ حقوقی، بویژه مسايل بانوان منتشر شده که براساس فقه و اجتهاد در تبيين حقوق و جايگاه بانوان در محافل و عرصه های اجتماعی می باشد.
خرابی سیستم
بیش ازيك هفته هست كه اينجا آپ ديت نشده . دليلش هم خراب بودن سيستم است. پيش از اين هم گفته بودم كه خراب است و از سيستم يكي از دوستان استفاده ميكنم ولي خوب بالاخره تا يك مدتي ميتواني از سيستم دوستت استفاده كني اما بعد از آن خودش نياز دارد. امروز هم كه بعد از يكماه بستري شدن و رفتن نزد حاذق ترین مهندس به خانه آمده٬ صدا ندارد، مدام قفل ميكند٬ سی دی رو نمی شناسد و خلاصه دارد نفسهاي آخر را ميكشد.شاید دوستان وبلاگ نویس که در زمینه رایانه و سخت افزار می نویسند بدانند مشکلش چیست؟
...
تو اين مدت دورادور سايتها و وبلاگها رو چك ميكردم. بالاخره وبلاگ جشنواره وبلاگنويسي هم راه افتاد. مثل اينكه خيليها دست به كار شدند. عدهاي در حال ساخت وبلاگ هستند و عدهاي سعي در بروز نگهداشتن آن دارند.جای امیدواری است اين جشنواره هيچي كه نداشته باشد لااقل یک مدتی وبلاگنويسان يزدي را بیشتر با هم آشنا می کند و این جدا از همدلی است که بین همه آنها ایجاد می شود.
انتقاد يك دوست
سعيد شهريار در يادداشتي با عنوان به یاد آن پری کوچک غمگین از عدم توجه بلاگرهاي يزدي- بويژه آنهايي كه داعيه دفاع از حقوق زنان دارند- به سالگرد تولد فروغ فرخزاد انتقاد كرده است. شخصا بايد بگويم اين انتقاد كاملا بجاست و هر دليلي مبني بر مشغله كاري، درسي،خانواده و...براي آن چيزي جز بهانهتراشي نيست. چراكه ارزش فروغ بيش از آن است كه زادروز تولدش به فراموشي سپرده شود. اما بايد اين نكته را هم اضافه كنم با اینکه در حال حاضر فروغ در کنار ما نیست اما او با آثارش زنده است و در میان نسل ماست، حتي پر رنگ تر از زمانی که جسمش نزد همنسلانش بود.
لحظهاي با فروغ
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است
مهين اسکويی کارگردان و مدرس تئاتر و مترجم آثار نمايشی که يکی از بنيان گذاران تئاتر آناهيتا بود، صبح امروز پس از ماه ها بيماری درگذشت. او از نخستين زنان ايراني بود كه در سن ۱۶ سالگي بر صحنه نمايش حاضر شد. اگر در مورد او بيشتر ميخواهيد بدانيد اينجا را ببينيد.راستي چهارشنبه هم اولين سالگرد درگذشت محمود مشروطه پدر تئاتر يزد است.
خبرگزاري ايرنا گزارشي را با عنوان از ليبريا تا آلمان منتشر كرده است. اين گزارش را كه مربوط به دستاوردهاي سياسي زنان در سال ۲۰۰۵ ميلادي است حتما بخوانيد. خواهيد ديد كه زنان ايران در اين گزارش هيچ دستاوردي را ندارند و از آفريقا هم عقب مانديم.
فراواني و گوناگوني محتوي
فراواني و گوناگوني محتوي وسايل ارتباطي معاصر به حدي است كه در برابر هجوم سيلآساي مطالب خبري، تفريحي و تبليغي آنها حيران و سرگردان ميشوي و چون امكان استفاده از همه آنها نداري فقط مجبوري به آنچه مورد علاقه يا نيازت هست توجه كني. حالا اگر علاقه به چند شاخه داشته باشي كه ديگر هيچ. وارد دنياي مجازي كه ميشوي اول سري به وبلاگهاي يزدي ميزني و بعد وبلاگها ي كه ارتباطي با تو ندارد اما به آنها علاقه داري. اينجا سعي ميكني به دليل محدوديت زمان مطالب را كپي كني تا بعد سر فرصت آنها را مطالعه كني. به سايتهاي و خبرگزاريهاي داخلي و خارجي هم يكسري ميزني كه ببيني چه خبره . طبيعتا يك مروري هم بايد بر سايتهاي مرتبط با رشتهات داشته باشي تا به اصطلاح از دانش روز عقب نباشي. و اين تنها دنياي مجازي است بيرون از اين دنيا نيز از وقتي كه چشمهايت را باز ميكني تا شب كه دوباره بخوابي٬ در معرض برنامههاي مختلف راديويي، تلويزيوني، روزنامههاي صبح و عصر، تبليغات و آگهيهاي نصب شده بر روي ديوار ساختمانها ، اتوبوسها و... هستي. حالا وبلاگنويس هم باشي و بخواهي روزي يه پست هم داخل وبلاگ بگذاري كه واويلا! با اين بمباران اطلاعات آنقدر گيج شدهاي كه دست آخر نميداني به چي فكر كني؟ يا در مورد چي بنويسي؟
تبریک برای آغاز سال نو میلادی به مسیحیان و تسلیت برای شهات امام جواد (ع ) به شیعیان.
هوای سردی است. آنقدر که صورتت درد گرفته٬ دستانت سیاه شده و احساس می کنی که سوز سرما دارد تا مغز استخوانت را می سوزاند. تند تند می رو ی تا به آخرین تاکسی مجاهدین برسی. سوار می شوی. هنوز گرم نشدی که مرد میانسالی را می بینی که از کودکیش می گوید:« بچه که بودیم ۱۳ شبانه روز بارون می اومد. برف به قدری می امد که وقتی پشت بام خانه ها را پارو می کردند کوچه بسته می شد و تا یکماه کارش بود آب بشه. اما حالا خشکسالیه و سوز سرما بدون اینکه چیزی بباره. از بس این جوونا ظلم کردن خدا هم قهرش گرفته و نعمتش را قطع کرده.» حالا دیگه به دستانت که از سرما چوب شده اند و بدنت که می لرزد توجه نمی کنی. حرص می خوری که فکرت را سرما نزند.
