فوتبال و تماشاي آن
زنان برره هم توانستند با گذاشتن پنبه در گوششان به تماشاي فوتبال بنشينند. ماهم حاضريم پنبه در گوشمان بگذاريم تا بتوانيم براي ديدن فوتبال به ورزشگاه برويم، شما چطور؟!
خانم الن جانسون اقتصاددان٬ روز گذشته با برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری لیبریا توانست نام خود را به عنوان نخستین زن رئیس جمهور آفریقا به ثبت برساند.بدین ترتیب زنان آفریقایی نیز از ما پیشی گرفتند و ما جدا از افغانستان٬ عراق و امرات٬ از کشورهای آفرقایی هم که زمانی فکر می کردیم در مسائل زنان از آنها جلوتریم عقب ماندیم.چرا که در ایران هنوز زنان به عنوان وزیر هم پیشنهاد نمی شوند. پیش از انقلاب در زمان حکومت محمد رضا شاه٬ دو وزیر زن در کابینه وجود داشت اما بالاترین مقامی که بعد از انقلاب به زنان داده شده است معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست کشور است که در دولت خاتمی به معصومه ابتکار داده شد که این نیز با پذیرش شرط پوشش چادر به جای مانتو و روسری از سوی ابتکار بود. در حالیکه وقتی در خرداد ۷۶ خاتمی رئیس جمهور شد بسیاری از رسانه های داخلی و خارجی اعلام کردند زنان و جوانان خاتمی را به قدرت رساندند. اما خاتمی نه تنها در دور اول بلکه در دور دوم هم نام هیچ زنی را به عنوان وزیر پیشنهاد نکرد و در پاسخ به سوال خبرنگاران گفت:« نمی خواهم با انتخاب یک زن به عنوان وزیر ریسک کنم.» حال این نگرش نسبت به زنان به خاتمی باز می گشت یا به شرایط و باورهای عمومی جامعه بویژه سیاستگزاران نظام سوالی بود که جواب آن بعدها توسط منابع نزدیک به خاتمی مبنی بر اینکه تعدادی از مراجع قم در چند نوبت برای خاتمی پیام فرستاده بودند٬ چنانچه در میان وزیرانی نام یک زن را قرار دهد٬ دولت او را غیر اسلامی و همکاری با آن را برای مردم غیر شرعی اعلام خواهند کرد٬ داده شد. در حال حاضر نیز زنان ایران همچنان درگیر این تفکر عمومی مردسالارانه- که توانمندی های زنان را باور ندارد- در اندیشه های دولتمردان و سیاستگزاران نظام هستند. چنین رویکردی زمانی تاسف برانگیزتر می شود که می بینیم برخی از فعالان سیاسی زن که امروز کرسی های مجلس را به نیابت از زنان در اختیار دارند به صراحت اعلام می کنند که زنان نباید در اندیشه نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری باشند و زنان فقط در اندیشه کسب احتمالی سهمیه و پست وزارتی در دولت باشند که این نیز در دولت جدید نه تنها امری به شدت بعید و غیرممکن بود بلکه نوعی عقب گرد را در زمینه مسائل زنان و پیگیری حقوق سیاسی آنها نشان داد.
مادر هنر يزد
«مادر هنر يزد» لقبي است كه در سال 1369 از سوي مهندس حمیدیا استاندار وقت یزد به توران سنجري داده شد. او كه موسس نخستين آموزشگاه خياطي يزد با نام « هنركده توران» ميباشد پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي در يزد، خياط و گلدوزي را در هنرستان عالي دختران تهران ( فخرالدوله) فرا گرفت و در سال 1339 در يزد به فعاليت پرداخت. « كليد گنجينه هنر» نيز لقب ديگري است كه در سال 1370 به او داده شده است. او كه در هنرهايي چون بافتني، آشپزي، سفرهآرايي و هنرهاي دستي مهارت دارد، موسس دومين آموزشگاه گلدوزي كشور ميباشد و كتاب « گلدوزي با ماشين» از آثار اوست.
برگزاري نمايشگاههايي در داخل و خارج از كشور از جمله فرهنگسراي خاوران تهران،كيش و دبي، همكاري با آموزش و پرورش اداره كار امور اجتماعي يزد صداو سيماي مركز يزد در زمينه آموزشي و كميسيون امور بانوان به عنوان كارشناس هنري از جمله فعاليتهاي اوست. از ديگر افتخارات سنجري دريافت لوح تقدير از فرهنگسراي خاوران در سال 74 و دريافت عنوان مربي نمونه از سوي اداره كل فنيوحرفهاي در سال 77 ميباشد.
امروز 14 آبان مصادف است با سالروز تولد او.براي اين بانوي پيشرو، فعال و موفق آرزوي موفقيت و پيروزي دارم.
« طوفان روزنامه است نه روزی نامه.» این حرفی است که کاظم اسلامیه بنیانگذار روزنامه طوفان یزد در پاسخ به مسئولان و نمایندگان آن روزگار که برای لغو امتیاز وی تلاش می کردند می گفت. هرچند او به ناچار گاهی مطالبی را که خوشایند سردمداران روزگار خود بود در روزنامه اش درج می کرد اما روزنامه او در شمار معتبرترین روزنامه های ایران بود و بارها به دلیل نگارش مقاله های تند و انتقادی اش بازخواست و روزنامه اش توقیف شد. چنانکه سید محمد نواب رضوی یزدی می نویسد: « شایع شده بود وی فردی مرتجع و مخالف ملی گرایان است.»اسلامیه گواهی داروسازی از دارالفنون داشت و علاوه بر ساخت داروهای سنتی داروخانه ای نیز در یزد دایر کرد. او طوفان را پس از روزنامه طوفان فرخی یزدی به این نام منتشر کرد. این روزنامه نگار داروساز ۱۴ آبان ۱۳۴۹ در چنین روزی در راه سفر یزد- تهران که برای معالجه اش رفته بود در اثر تصادف درگذشت. یادش گرامی باد.
فردا 12 آبان مصادف است با چهل و چهارمين سال درگذشت بانو شمس جهان كسمايي يزدي. شاعر روزنامهنگاري كه سال 1262 در يزد متولد شد. خانواده او اهل روستاي كسماي گيلان بودند كه براي تجارت در يزد اقامت گزيدند. او پس از ازدواج به همراه همسرش حسين ارباب زاده به روسيه رفت و در عشقآباد زبان روسي را فرا گرفت و با نظر انقلابيون روس آشنا شد. سپس با شروع جنگ جهاني اول سال 1293 ش به ايران ، تبريز بازگشت. او در تبريز با تقي رفعت و شيخ محمد خياباني آشنا شد و در كنار آنها با مجله « تجدد» و « آزاديستان» همكاري نمود. او مقالاتي عليه قرارداد 1919 م نگاشت. شمس كسمايي در تبريز تركي را نيز آموخت و با شاعران نوپردازي چون ابوالقاسم لاهوتي و تقي رفعت ارتباط داشت او در كنار اين دو شاعر با جفر خامنهاي و علياكبر دهخدا تغييراتي در قافيه و قالب شعر بوجود آورد و بستر مناسب را براي ظهور شعر نيمايي فراهم كردند. از او به عنوان شاعر نوپرداز متقدم بر نيمايوشيج ياد ميشود كه وزن را شكست.
شمس يا به قدرت رسيدن رضاخان، كشته شدن تقي رفعت و مرگ همسرش در سال 1307 به يزد آمد و سپس با خانوادهاش به تهران رفت. او زني روشنفكر، فعال و روشن بين بود و تا پايان عمر به فعاليتهاي ادبي اشتغال داشت. فرزند او، اكبر، نيز از روحيهاي انقلابي برخوردار بود و در سن 19 سالگي به همراه مبارزان جنگلي كشته شد.
اشعار پراكندهاي از شمس در نشريات آن زمان به چاپ رسيده است. شعر زير نمونهاي از اشعار وي ميباشد كه فارغ از قيد تساوي مصراعها و توالي قافيهها به سبك پيشينيان، در شهريورماه 1299 ه.ش در مجله« آزاديستان» به چاپ رسيده است.
زبسياري آتش مهر و ناز و نوازش
از اين شدت گرمي و روشنايي و تابش
گلستان فكرم
خواب و پريشان شد افسوس!
چو گلهاي افسرده افكار بكرم
صفا و طراوت زكف داده گشتند مايوس
بلي، پاي بر دامن و سر به زانو نشينم
كه چون نيم وحشي، گرفتار يك سرزمينم
نه بالاي خيرم
نه نيروي شرم
نه تير و نه تيغم بود
نيست دندان تيزم
نه پاي گريزم
از اين روي در دست همجنس خود در فشارم
شمس جهان كسمايي يزدي در 12 آبان 1340 ش در تهران درگذشت.
خوب بود در اين روز شاعران و روزنامه نگاران يزدي با همكاري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد مراسم نكوداشتي را به ياد اين بانوي شاعر و روزنامه نگار برگزار مينمودند.
حاجات خود را برش بزنيد
زنان يزدي 27 رمضان امسال نيزبارديگر در مسجد جامع يزد گرد هم آمدند تا حاجات خود را را برش بزنند. آنها با خريدن يك پارچه براي هر حاجت خود آن را برش ميزنند و ميدوزنند و بعد با خواندن 5 نماز دو ركعتي به نيت 5 نيت در محراب مسجد آن را ميپوشند تا حاجاتشان برآورده شود. بر اساس اين باور قديمي كه از سالها پيش در يزد انجام ميشود براي هر فردي كه آروزي يا حاجتي داري بايد يك لباس دوخته بدوزي. لباسها عمدتا چادر نماز سفيد، پيراهن و لباس بچهگانه ميباشند.
آنها در اين روز به شادي كشتهشدن قاتل حضرت علي(ع) پارچه برش ميزنند و معتقدندهر كس تا به حال اين كار را انجام داده، حاجتش برآورده شده است. آنها همچنين مسجد جامع را به دليل پاكي و خلوص نيت سازندگان آن مكاني مقدس و مجرب براي اين كار ميدانند و اين امر از 50 سال پيش تاكنون در اين مكان برگزار ميشود.
روزنامه نگاران زن بخوانند
ژيلا بني يعقوب، روزنامه نگار ، قرار است دانشنامه (دايره المعارف) روزنامه نگاران زن ايراني را تدوين مي كند. اين دانشنامه به معرفي كامل زناني مي پردازد كه از سال 1300 به بعد در عرصه روزنامه نگاري فعال بوده اند. يعني زناني كه به صورت مستمر و حرفه اي در نشريه هاي مختلف اعم از روزنامه ، هفته نامه ، ماهنامه ،فصلنامه و گاهنامه به كار روزنامه نگاري اشتغال داشته اند و يا در خبرگزاري هاي مختلف به مشاغل خبرنگاري و نويسندگي مشغول بوده ويا هستند. اين دانشنامه زناني را كه در نشريات به كار عكاسي نيز مشغول بوده وياهستند ، نيز در بر خواهد گرفت.وی در سایت کانون زنان ایرانی از همه زنان روزنامه نگار و عكاس مطبوعاتي در ايران و آنهايي كه در خارج از كشور در نشريات فارسي زبان و يا غير فارسي زبان كار كرده ويا مي كنند، دعوت كرده است تا با ارسال بيوگرافي كامل خود، او را در تدوين اين دانشنامه ياري كنند. اين بيوگرافي بايد شامل مشخصات كامل فرد ، شرح كامل فعاليت هاي مطبوعاتي و نام نشرياتي كه براي آن مي نوشتند، باشد .هر روزنامه نگار ميتواند در باره آن بخش از زندگي خصوصياش كه مايل به انتشارش است ، نيز بنويسد .
وی همچنين اظهار اميدواري كرده تا نام آن دسته از روزنامهنگاران زن ايراني كه اكنون در قيد حيات نيستند ، با كمك فرزندان ، بستگان و يا آشنايانشان در اين دانشنامه ثبت شود. اين دايرهالمعارف زناني را كه به طور پراكنده و غير حرفهاي مطالبي را در نشريات مختلف منتشر كردهاند در بر نميگيرد.
فکر می کنم یزد نیز چیزی حدود ۲۰ خبرنگار زن دارد هرچند که فعالیت اغلب آنها به جز چند نفر در حد پوشش مراسم خبری است و تنها یک خبرنگار زن هفته نامه پرگار و دو خبرنگار زن روزنامه خاتم یزد هستند که به طور حرفه ای در زمینه اجتماعی می نویسند.ناگفته نماند که دبیر خبر خبرگزاری ایسنا نیز فعالیت چشمگیری در زمینه خبر داشته است و توانسته در بخش اطلاع رسانی و اخبار تولیدی بین خبرگزاریهای استان حرف اول را بزند.
بيوگرافيها بايد همراه با حداقل يك قطعه عكس (سياه و سفيد) به آدرس : تهران – صندوق پستي 8498- 14155 ويا آدرس اينترنتي: baniyaghoob@yahoo.com ارسال شود
سلام
بالاخره بعد از یکسال من هم در دنیای وبلاگهای یزدی متولد شدم. وبلاگهایی که همگی مذکرند و به تنها چیزی که نمی پردازند مسائل و مشکلات زنان است. بعد از یکسال از این جهت که پیش از این به دلیل مشغله کاری نمی توانستم به علاقه خود که نوشتن درباره اجتماع است بپردازم اکنون این فرصت هر چند اندک فراهم شده و مجالی است تا هر چند وقت یکبار به نوشتم بپردازم . مینو مجموعه متنوعی از برداشتهای نویسنده پیرامون احوالات جامعه و آدمها می باشد و قرار است تریبونی باشد برای زنان و دختران یزدی